بر خیز و بیا یت برای دل
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان بیش نه کو زه ها کنند از گل ما
گر می نخواری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله دوستان
تو غره بد ن مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
خیام